حدیث آرزومندی - تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 23:43
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینمالا ای همنشین دل که یارانت برفت از یادمرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینمجهان پیر است و بیبنیاد از این فرهادکش فریادکه کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینمز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گلبیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چی...
زاد روزت - تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 9:59
امسال اولین سالیه که از تولدت گذر میکنم و برای تبریک گفتن بهت دست به هرکاری نمیزنم....نمیدونم اصلا بعد این همه سال.... بودن و نبودن من، تبریک گفتن یا نگفتن من برات اهمیتی داره یا نه.همیشه فکر میکردم عشق اگه عشق باشه نباید تموم بشه یا تغییری توی محبت کردن و رفتار به محبوبت ایجاد بشه.ولیولی امسال از ز...
برایم چراغی بیاور.... بی نور چگونه نقاشی کنم ؟! - تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 9:59
گفتم تو را دوست دارمصدای مرا نقاشی کندلتنگ توام اندوهِ مرا نقاشی کنبه تو می اندیشم در غم دیگرانپندارِ مرا نقاشی کنگفتی در خلایی که هوا نیستنه من تو را می خوانمنه تو مرا می شنویبرایم چراغی بیاوربی نورچگونه نقاشی کنم ؟محمدابراهیم جعفری نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۰ساعت 2:14 توسط باران| Adb...
مست می عشق را عیب مکن سعدیا... - تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 9:59
ما سپر انداختیم گر تو کمان میکشیگو دل ما خوش مباش گر تو بدین دلخوشیگفتی اگر درد عشق پای نداری گریزچون بتوانم گریخت تا تو کمندم کشیسعدی نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۱ساعت 23:3 توسط باران| Adblock test (Why?)
زادروزت - تاریخ: 1398/11/29 ساعت: 12:46
شب سال نواون شبی هستکه سحرگاهشتو زاده شدیتو سال نو و بهار و امید و خورشید منی....وقتی ازلی هستیماییم و همچنان ۱۲ دی ماه ها و زادروز تو...تولدت مبارک ای همیشه در یادشازده کوچولوتو فکر میکنی با اینکه
به دیدنم بیا ... خسته ام .... - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 6:48
همه می دانند؛من سال هاست چشم به راه کسیسرم به کار کلمات خودم گرم است...تو را به اسم آب؛تو را به روح روشن دریا؛به دیدنم بیا !مقابلم بنشین.بگذار آفتاب از کنار چشمهای کهن سال من بگذرد...من به یک نفر،از فهم اعتماد محتاجم.من از این همه نگفتن بی تو خسته ام!خرابم !ویرانم !#سیدعلی_صالحی
شکوفه سفید گیلاسم... شبت خوش باد من رفتم.... - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 6:48
هم خواب رقیبانی و من تااااااب ندارم بی تابم و از غصه این خواب ندارم بسیار ستم کار و بسی عهد شکن است اما به ستمکاری آن عهد شکن نیست.... وقتی حافظ میگفت خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نه که
هرچه به جز خودم - تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 22:17
شاید باورت نشود گاهیاز شدت دلتنگی ،راضی به هرچه بودن می شوم بجز خودم ! مثلاً همین امروزآرزو می کردمشاپرک گرفتار در تارعنکبوت گوشه ی اتاقت باشم همان قدر نزدیکهمان قدر بیچاره ... #هستی_دارایی☘
ممنونم که دوستم نداشتی... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:08
من اما از تو ممنونم براي همه ي وقت هايي كه دوستم نداشتيولي اجازه داشتم با تو در خيالم زندگي كنمهمين كه تو را براي گريه هايم از تو قرض گرفتم و تو حتي يك بار هم اين بغض را در گلو خفه نكرديمن از تو ممنونم براي هر چه كه سوغات عشق است #محيا_طاهرنژاد نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۶ساعت 23:35 توسط ب...
هميشه «آنطور نمی شود كه ما فكرش می كنيم» - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:08
هميشه «آنطور نمی شود كه ما فكرش می كنيم» ♥️امشب می خواهم از تو بنويسم!می خواهم مسئوليت دوست داشتنترا قبول كنم!قبول می كنمكه در تمام اين سال ها دوستت داشتماما از تو ننوشتم...!دوستت داشتمو انتخاب كردمكه تنها بمانماما به تو فكر نكردم!هيچ وقت به عشقت،به لبخندتاحساس مالكيت نداشتم...می دانم كه به احمقانه ...
مهربانی و درک... - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:39
خیلی وقت است چیزی ننوشته ام... این روزهای دانشجویی واقعا واقعا عالیست یعنی راستش اصلا فکرش را نمی کردم که اینقدر دوست هایم خوب و مهربان و هم فکر باشند ولی بیشتر این روزها به دخترم فکر می کنم مثلا آن روز رفته بودیم بچه ها لباس عید بخرند آنقدر دلم غنچ رفت برای یک پیراهن کوچک دخترانه و خود دخترم که دلب
اردیبهشت - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:39
اردیبهشت باشدباران ببارداما تو نباشیاینجاست که تمام دلتنگیهای تهنشین شدهاز روزهای نبودنتخودشان را نشان میدهند،به چشمهایم میرسندو آرامآرام به زمین میخورند اردیبهشت باشدباران ببارداما تو نباشیاینجاست که میفهممجای دستهایت چقدر در دستهایم خالیستاینجاست که میفهممهیچ بهشتی جز آغوشت رانمیخواهم تج
شیفتگی - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:39
شیفتگی از آن زمانی که برای تو مینویسمنویسنده ی مورد علاقه ی خودم شده امو این خود شیفتگی نیستتو شیفتگی ست! #علی_سلطانی نوشته شده در سه شنبه سوم اسفند ۱۳۹۵ساعت 0:14 توسط باران|
دست من اگر بود... - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 1:39
♥️دست خودم اگر بوددستت را می گرفتممی بردمتجایی که دست هیچکسی به ما نرسددست خودم اگر بودتا آخر عمردست از از سرت برنمی داشتمدست خودم اگر بوددست به دامنت می شدمکه بمانی و نرویدست خودم اگر بود...دست خودم نبود!دست تو بود که دست به سرم کرددست تو بود که دست پیش گرفتدست تو بود که همدست شد با دلتنگیحالا هم د